ژنرال

آسیب شناسی پانگرگیسم

 

سلام

خوبی؟

در این پست سعی شده که به آسیب شناسی پانگرگیسم بپردازیم به این ترتیب که آسیب های شایع در این جریان به صورت جزء به جزء بر شمرده شده و مورد نقد قرار بگیرند.

این نوشته یک نوشته کاملا تحلیلی هست و ما در این مورد اصلا هیچ شوخی نداریم چون قضیه جدی است.

آسیبهای شایع پانگرگیسم به شرح زیر در ابتدا مطرح شده و سپس راه مقابله با آن ها بررسی می شود.

۱:ترانس انیمالیسم:نه موضع بگیرید و نه فحش بدهید اصلا هم برآشفته نشید و خودتانم را هم مجروح نکنید این واژه درست ات که عجیب است اما فحش نیست.در این اختلال جانور احساس می کند که جانور دیگری است که البته شایع ترین نوع اختلال خود گرگ پنداری هست که خیلی هم زشت است چون آدم که گرگ نیست آدم است چونکه گرگ خیلی حیوان پشمالویی است اما آدم خیلی حیوان پشمالویی نیست و گرگ ناخن های دراز و تیزی دارد که انسان ندارد به جز حسنی که آن هم بعدا که به اتفاق باباش و دایی و عموش به حمام مراجعت کرد این مشکل را بر طرف کرد.پس حالا که انسان گرگ نیست اینکه انسان فکر کند که گرگ پشمالو است یک بیماری است.در این بیماری جانور اقدام به زوزه کشی کرده و رفتارهای گرگی مسلکانه از خود بروز می دهد که واقعا زشت است و آدم واقعا خجالت می کشد.البته در این اختلال حمله به انسان زیاد گزارش نشده اما کمش گزارش شده که کمش هم زیاد است چون انسان از گرگ می ترسد و شما تصور کنید گرگ به اقوام خودتان حمله کرده چقدر حس بدی  دارد.

راه های درمان:ابتدا باید با بیمار احساس نزدیکی ایجاد کرد به این نحو که به بیمار بگوئید:آره عزیزم تو گرگی بهبه چه گرگه خوبی آفرین گرگ با هوشی هستی تو چه گوشای نازی.اما بعد کمکم محسنات انسان بودن نسبت به گرگ بودن را برای او برشمارید.سعی کنید محاسنی که بیان می کنید خوشایند گرگی بوده و باعث تحریک او برای بازگشت به آغوش بشریت شود مثلا بگوئید:درسته که تو گرگی اما چقدر حیف شد گرگا که نمی تونن گارمون بزنن گارمون که می دونی چیه؟قارمون/گارمون میدونی که گارمون قارمون گرگا که نمی تونن فحش خار مادر بدن نمی تونن شیشه بانک پارسیانو بشکونن نمیتونن ادای گرگا رو در بیارن چون گرگن گرگا که نمیتون ادا در بیارن چون خودشون گرگن گرگا هم که نمی تونن ادا در بیارن .چرا؟چون گرگن نه آدم که ادا در بیاره.

راه بعدی این است که با چک و لقد.لقد نه لگد.به جان جانور بیافتید تا آدم بشود البته درصد موفقیت در این صورت خیلی پائین است چون اگر با این روش کسی قرار بود آدم بشود آن کس خر بود که همان الاغ است و قابلیت بیشتری هم نسبت به بیمار مورد نظر ما برای انسان شدن دارد.

ترانس سکچوالیسم:در این اختلال بیمار مورد نظر دچار توهم تغییر جنسیت می شود مثلا در حالی که بیمار نر است احساس می کند که مونث است و با اسامی دخترانه خود را معرفی می کند و رفتارهای زنانه از او سر می زند مثلا در حالی که نام واقعی بیمار غضنفر یا اختای یا تیمور یا تموچین یا جغتای است خود را سمیرا یا شیدا معرفی میکند.نگارنده متون چون از دیدن این دسته از بیماران چندشم میشود تا بحال راه درمانی برای این بیماری نیافته ام اما در صورت ادامه دادن این مسیر خودشان به صورت خودبخودی با مسائلی روبرو می شون و حرکاتی بر روی ایشان اعمال می شود که پشیمان می شوند و حتا ترجیح می دهند همان اختای باشند چون عیب است آدم اسیر آن موارد بشود.

خوب بسه دیگه بقیش را بعدا می نویسم

ادامه دارد... 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 0:26  توسط ژنرال  | 

چرا پانگرگ ها؟مگر خودمان چه مان است؟

سلام

چند مدتی هست که عمیقا به فکر فرو رفتم و یه کمی از دست خودم ناراضی هستم.احساس خائن بودن می کنم /حس می کنم که من هم به سهم خودم بیگانه پرستی و بیگانه پرست ها رو رواج دادم. حس می کنم برای من هم مرغ همسایه غاز بوده واقعا حس شرمندگی می کنم که با وجود این همه استعدادی که پیرامونم هست رفتم و وقتم رو صرف چهره گانی و پورپیرا و وزیر فرهنگ ترکیه و آتا تورک و یه مشت توله گرگ دیگه کردم.

واقعا چرا؟

چرا؟

ژنرال از تو بعیده/چه کردی ژنه چه کردی؟؟

تا وقتی همین دکتر محمود خودمون هست من چرا باید وقتم رو صرف چهره گانی و امثال اون بکنم؟به قول دوستمون: گل شبدر چه کم از یونجه ی ابتر دارد؟حالا درست که این یکی دُکی و اونیکی دوهتووره اما جفتشون میخوان دکتر باشن.اگه چهره گانی و نوچه هاش دم از ایرانی نبودن ماد و آذربایجان و ... میزنند فقط حرف می زنن و کسی هم اصلا به حسابشون نمیاره اما دکتر محمود خودمون با سر بالا میره و زیر تابلویی که بجای خلیج فارس روش نوشته خلیج میشینه وهمه هم ازش عکس میگیرن و تو فضای اینترنت پخش میشه.حالا بگین این از اون چی کمتر داره؟

یا مثلا واقعا به نظر شما دوست قشنگمون صفار هرندی که وزیر فرهنگ؟؟؟!!! هم هست خدماتش از وزیر فرهنگ ترکیه که میگه مولانا ترکه کمتره؟

۴سال پیش که تازه وزارت فرهنگ در اختیار این مرد فرهیخته قرار گرفت مژده داد که سینما رو اصلاح میکنه و گفت که سینمای امروز(منظورش کارای کیا رستمی و بیضائی و مهرجوئی و ... بود)محصول کار دوستان ما نیست و در آینده محصول کار دوستان ما رو خواهید دید.و دیدیم.واقعا وضع سینما متحول شد اگر به من اعتماد ندارید نگاهی به تابلو اکران سینماها بکنید:خروس جنگی/پسر تهرونی/اخراجی های ۱ و ۲ که این ۲ تا دیگه محصول پسرخالشه نه دوستاش/چار نگولی/دلداده و کلی اثر ماندگار دیگه که همشون با هم کاندیدای نوبل و نه اسکار شدند.حالا خودتون انصاف بدید واقعا در برابر فرهنگ ایران این برادر فرهیختمون چیزی کم از وزیر فرهنگ ترکیه گذاشته که فقط یه مقدار مولانا ازمون دزدیده؟؟

یا همین اسی بلا ( اسفندیار بلای رحیم مشائی) رئیس سازمان میراث فرهنگی با اون صورت دوست داشتنیش آیا لیاقتش کمتر از پورپیراست؟اگه پورپیرا میگه آثار تمدنی ایران مال ۲۰۰ سال پیش به این طرفه اسفندیار عزیز ما داره کاری میکنه که ۲۰ سال دیگه هیچ اثری از آثار تمدنی ایران به جا نمونده باشه.آیا واقعا منصفانست که ما به اوس ناصر بپردازیم و به اسی بلا نه؟

از ضری(ضرغامی رئیس صدا و سیما) جون همه نباید ساده گذشت.اگر پانترک های کوچولومون تو قهو خونه هاشون زیر عکس دهده قورقود و قوپوزش میشینن و واسه همدیگه از دزد بودن و قاتل بودن و نامرد بودن و جانی بودن کاوه و آرش و سیاوش و رستم میگن.ضری جون صبح تا شب تو رسانه ملی؟؟؟از کاوه بودن و آرش بودن و سیاوش بودن و رستم بودن و بابک بودنه دزداو قاتلا و جانیا و نامردا میگه.

حالا واقعا گل شبدر چه کم از ینجه ابتر دارد؟؟

 

کلیه اسامی مستعار به دلیل مردمی بودن اشخاص نامبرده در متن آمده و هیچ منظور دیگری در کار نبوده. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 1:31  توسط ژنرال  | 

سلام

خوبید دوستان؟

امروز ۲۳ خرداده.فردای ۲۲ خرداد.می فهمید که.

من واقعا نمی دونم چی بگم.به هر حال ما که سعی می کنیم بخندیم شما هم سعی خودتون رو بکنید.

شرمنده که امروز طنزم نمیاد.

ممنونم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 19:49  توسط ژنرال  | 

مرحمت فرموده ما را هک کنید.

سلام.

چند دوقت بود که نبودم یعنی چند وقتی هست که نیستم شاید چون فرصت کمتری برای نوشتن و مشغول شدن با وبلاگ دارم و یا شاید در فضایی قرار گرفتم که براحتی حس طنز و طنازی رو در هر جنبنده ای به نابودی می کشه.

با ذکر یک مثال عمق فاجعه رو براتون روشن تر می کنم.

یک روز در همون فضاهه که در سطور بالا ذکرش رفت نشسته بودم و داشتم قیمه می خوردم که یکی از هم فضایی ها وارد شد و در حالی که هنوز در آستانه درقرار داشت ما رو با گفتن یک لطیفه فوق حرفه ای سرمست شعف کرد و اما لطیفه هه:یه رو زیه شکارچی میره تو جنگل که یه هو یه شیر میپره جلوش شکارچیه با ترس تو چشای شیره خیره شده بوده که شیره میگه میو میو و بعدش فرار میکنه.همین.

حالا شما من رو در اون وضعیت تصور کنید که به پشت روی زمین دراز کشیدم،اشک شادی در چشمانم حلقه زده و در حالی که از شدت خنده زار میزنم دستم رو محکم روی پاهام می کوبم واز شادی درونی که به واسطه شنیدن این جوک بر من موستولی شده عمیقا حس سرمستی می کنم.خلاصه این سطح روحیه طنز منه و باید عرض کنم که حس طنز ژنرال به کلی به...رفته.-شما بخونید به بخارا رفته-.بگذریم خواستم دلیل دوری ایجاد شده بین خودم و وبلاگ رو براتون شرح بدم.

خلاصه مدت عا از وبلاگ ژنرال دور بودم و حالا وقتی که به وبلاگ سری زدم حس کسی رو دارم که مدتی از خونش دور بوده و وقتی به خونه برگشته میبینه که موریانه ها دردر و دیوار لونه کردند گرگا تو میز زیر تلوزیونیش توله گذاشتن،شغالا روی جا کتابیش تشکیل خانواده دادند و دو قلاده گراز چاق و زرنگ روی کاناپه مورد علاقش که روش دراز می کشید و 90 نگاه میکرد با هیجان زاید الوصفی مشغول فریضه بیولوژیک استمرار نسل هستند.

فضای ایجاد شده در وبلاگ برای من و دوستان من و دوست داران و خوانندگان این وبلاگ بسیار تاسف آور شده،شاید برای کسانی که موریانه وار به این وبلاگ هجوم آوردند اهمیتی نداشته باشه،کسانی که زمانی که ما سعی میکردیم یک فضای طنز سالم در این وبلاگ ایجاد کنیم مشغول چسبوندن عکس گرگ و شغال به در و دیوارشون بودن و یا داشتن رو کیوسک تلفن ها یا در توالت علامت ماه و ستاره می کشیدند.اما برای من و دوستان که شاید این فضا جزو آخرین گوشه های نوستالژی های تیمماخوبه ایشون باشه،و خوانندگان ثابت و واقعی این وبلاگ قضیه شاید کمی فرق کنه.

دوستان اگر نه بخاطرسرزمینی که شاید فقط زمینی ازش مونده،اگر نه بخاطر فرهنگی که دوستش ندارید.بخاطر نوستالژی های ما هم که شده لطفا دست از سر این وبلاگ بردارید.یا ادبیات انسانی رو رعایت کنید،طنز تمیز بنویسید و بخونید و یا به ما سر نزنید.

اندکی در خلق و خوتان شک کنید        این همه دژنام را اندک کنید

یا کلید عقل را فعال یا .......            مرحمت فرموده ما را هک کنید.

فعلا.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 22:23  توسط ژنرال  | 

آقا سلام.

واقعا جالبه ها من یک سه ماهی میشه که به روز نکردم چون فرصتش رو نداشتم اما دوستان کامنتهاشون کاملا به روزه و هم دیگه رو مورد عنایت قرار میدند اون هم به صورت آن لاین.به امید خدا فرصتی دست بده بزودی بروز میکنم.ممنونم از دوستانی که پیام خصوصی گذاشتند و احوال پرسی کردن.

فعلا.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 17:32  توسط ژنرال  | 

سلام دوستان با اجازتون یه چند مدتی در خدمتتون نیستم.باید برم یه سری به پادگان ها و سرباز خونه ها بزنم بالاخره ژنرالی گفتن.البته احتمالا اگه اونجا خودمو ژنرال معرفی کنم بهم تهمت دن کیشوت بودن میزنن.ولی یه ژنرل همیشه ژنراله حتا اگه بقیه فکر کنن که ستوانه.

فعلا.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 13:43  توسط ژنرال  | 

چگونه يك پانترك موفق شويم!

براي پاسخ دادن به اين پرسش اساسي كه در جهت تقويت هرچه بيشتر هويت طلبي مطرح مي شه بايد جمعيت بزرگي از پانتركان موفق رو در اختيار داشته باشيد.علاوه بر اين در اين مطالعه پژوهشگر احتياج به تعدادي از افراد دارند كه در حال دگرديسي به يك پانترك موفق هستند.چون شما ممكنه اين نمونه ها رو در اختيار نداشته باشيد و من داشتم پس شما نمي خواد بريد پژوهش كنيد.همين كه نتيجه پژوهش هاي من رو با دقت مطالعه كنيد كافيه.
و اما مراحل تبديل شدن به يك پانترك موفق:

1- در اولين گام براي تبديل شدن به يك پانترك حرفه اي شما بايد اروپايي؟!؟ بشيد براي اين كار نيازي نيست كه زحمتي بكشيد فقط كافيه يك اسم اروپايي!!! براي خودتون انتخاب كنيد ترجيحا اين اسم بايد طوري باشه كه ابا و اجداد شما حتي به گوششون هم نخورده باشه من ولكان يا هاكان يا همچين چيزي رو توصيه مي كنم.

2-عادت كنيد كه فكر نكنيد چون انرژي شما رو هدر ميده.تازه كسي كه فكر ميكنه كي فكرشو ميبينه؟فكر كردن انعكاس كمي داره اما شما اگر اين انرژي رو صرف شكستن شيشه بانك و يا نوشتن فحش ناموسي روي ديوار خونه همسايه فارس يا كرد يا ارمنيتون يا نوشتن شعار هاي ضد ايراني روي در توالت هاي عمومي بكنيد انعكاس بسيار گسترده تري خواهد داشت.(مثل بمب مي تركه.)

3-وقتتون رو صرف مطالعه نكنيد در عوض كساني هستند كه خيلي حاليشونه بجاي خوندن چند كتاب گوناگون كتاب اين افراد رو چند بار بخونيد.افرادي مثل اوس ناصر پورپيرا كه همه چيز مي دونن.

4-سعي كنيد با تسلط كامل زوزه بكشيد گفتن هاراي هاراي از اون هم مهم تره.چسبوندن عكس گرگ روي ديوار اتاق يا پشت شيشه مينيبوستون رو به هيچ عنوان فراموش نكنيد.

5-هيچوقت از ياد نبريد كه تمام مفاخر ادبا ورزشكاران پادشاهان و ... در دنيا ترك بودن و ترك هم ميتونه سفيد پوست هم زرد پوست هم سياه پوست و هم سرخ پوست باشه و اين از ويژگي هاي ممتاز يك پانتركه.

ادامه دارد...

ژنرال.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 15:52  توسط ژنرال  | 


بعد از اينكه تحليل و تفسير هاي مختلفي از نام آذربايجان به صورت هاي مختلف از جمله(آذ+ار+بي+جان)/(از+آر+ب+ي+جا+ن)/(آ+ذ+ر+ب+ا+ي+ج+ا+ن) و...شد كه اثبات مي كرد اين نام يك نام تمام تركيه من هم تصميم گرفتم با استفاده از دستاوردهاي بنياد فرهنگي تيمماخوبه كه هنوز هم در اون فعاليت مي كنم مناطق ديگري از جهان رو به اين روش تركي سازي كنم.و به عبارت ديگه به همه نشون بدم كه خيلي نقاط و اشخاص ديگه هستند كه به اين روش ما ميفهميم كه تمام تركي هستند.البته بايد بگم كه اين واژه ها رو قبلا در وبلاگ تيمماخوبه منتشر كرده بوديم.

و اما واژگان:

Maldiv:گاو دیو. حیوانی افسانه ای در اساطیر آذربایجان باستان که دارای پیکر یک دیو با سر گاو است.


Terminal:ترمت را بگیر.انتخاب واحد کن.


Solana:مادر چپ.ناسزایی در تركستان قرن هفت


Maldini:مذهب گاو


Otava: صدای آتش. صوتی که به هنگام افروختن آتش بر می خیزد.چرق چرق


beler:می فهمد. می داند.


Damian duff: :دافی که سخن نمی گوید.داف خموش


italia: ایت + آلیا(تغییر یافته آلیرام): ایت به معنی سگ و آلیرام یعنی می خرم.در مجموع یعنی سگ می خرم.فریاد خریداران سگ در ترکستان باستان.


germany : جر + منی :جر یعنی ام به پاره کردن و منی یعنی من را.معنیشم تابلو  همه چیزو که نباید کامل بهتون گفت.

souisse : سو + ئیس(تخلیص شده ئیسی: سو یعنی آب و ئیسی یعنی بویش.در مجموع یعنی بوی آب چون سوئیس در منطقه پر آبی از ترکستان بزرگ(جهان)واقع شده بود این نام بر آن گذاشته شد.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 16:33  توسط ژنرال  | 

پانترک ها را چکار کنیم

پس از مطالعات زیاد جامعه شناسانه و روانشناسانه بالاخره موفق شدم چند پیشنهاد به نظر موثر برای برخورد با پانترکهای عزیز ارائه کنم که به شرح زیر هستند.

بر اساس مطالعات من هر پانترک از زمان تولد تا زمانی که به بار بشینه (یعنی توان کشیدن زوزه/دادن فحش ناموسی با دبی ۵۰ فحش در دقیقه/شکستن شیشه/بلغور ۳ جمله از پرپیرا در میان هر ۶ جمله/گفتن اینکه فارسی لهجه سی و سوم عربیه/دادن انواع و اقسام ناسزا و توهین به ایران و ایرانی / هارای هارای کردن و کلا فکر نکردن رو داشته باشه) با توجه با ساختار یارانه ای در اقتصاد ما حدود ۳۰ تا ۳۵ ملیون تومان برای ما خرج بر میداره البته این مبلغ بدون احتساب خسارات احتمالییه که به فرهنگ و اقتصاد و درو دیوار و شیشه های شهرها وارد خواهد کرد.حال اگر این پانتورک فرضی بخواد حدود ۸۰ سال در ایران زندگی کنه با احتساب سایر هزینه ها باید برای بزرگ کردنش ۶۰ تا ۷۰ ملیون خرج کنیم(با توجه به اینکه پانترک جز مصرف کار دیگه ای بلد نیست و خروجی و تولیدی نداره).

پیشنهاد اول:وقتی که یک پانترک به سن ۱۵ سالگی رسید ۱۰ ملیون بدیم دستش و بفرستیمش بره تووورکیه.اینجوری اقلا حدود ۴۰ ملیون صرفه جویی کردیم.علاوه بر این هم پانتورک گرامی از رسیدن به کعبه آمالش و اینکه دیگه مجبور نیست ایرانی باشه خوشحاله و هم ما می تونیم شب بدون شنیدن صدای زوزه استراحت کنیم.

پیشنهاد دوم:سر و ته قضیه رو با ۵ ملیون هم بیاریم و بفرستیمش مغولستان و ترکستان های آسیای میانه چون اونجا مخارج از ترکیه کمتره و برای ما هزینه کمتری بر می داره.البته این روش احتمال شکست داره چون وقتی بره اونجا ادعا می کنه که ترک اصیل اونه و زرد پوستها ترکای واقعی نیستن و ترک های اصلی آسیایه میانه شاکی میشن و پسش میارن برای خودمون و ناچار میشیم دوباره نگرش داریم.

پیشنهاد سوم:بهش جو بدیم تا بیشتر حس گرگ بودن بگیرتش اینجوری کلی گرگ میشه و میتونیم به اسکیموها یا به سیرک های خارجی بفروشیمش یا نه اصلا بجای اینکه بعنوان ماده ی خام بفروشیمش تا سود بیشتر عاید سیرک دارهای خارجی بشه همینجا خودمون براش مراکز نمایش و یا سیرک های مخصوص درست کنیم تا درامد حاصل از نمایشش هم گیر خودمون بیاد.

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 10:26  توسط ژنرال  | 

یک گام دیگر تا بازگشت نام خلیج فارس

 

با سلام

 

همونطور که می دونید سایت گوگل در بخش گوگل ارت که یک نرم افزار جغرافیایی آنلاین هست نام مجعول خلیج عربی رو جایگزین نام اصلی و تاریخی این آبراهه یعنی خلیج فارس کرده که این اقدام در راستای سایر اقدام های ایرانی زدایی پان عربیسم بین الملل و با حمایت مالی شیوخ عرب صورت گرفته.ایرانیان میهن پرست برای اعتراض به این عمل یک نامه اینترنتی رو تنظیم کردند که برای ترتیب اثر دادن به این نامه لازمه که یک ملیون نفر نامه اعتراضی رو امضا کنند.تا امروز بیشتر از 850000 نفر نامه رو امضا کردند و کمتر از 150000 امضا دیگه برای تکمیل شدن تعداد امضاها لازمه.یک قدم دیگه مونده تا متجاوز ها و مزدورانشون که بویی از شرافت رسانه ای و شغلی نبردند بفهمند که شرافت و غرور ایرانی یعنی چه.

هموطن گرامی با امضای سریعتر این نامه که آدرسش در زیر میاد و پیوندش در بخش پیوندهای این وبلاگ قرار داره در هر چه سریع تر در نقش بر آب شدن این توطئه همراه باشید.

با سپاس.

آدرس نامه اعتراضی:

http://new.petitiononline.com/mod_perl/signed.cgi?sos02082

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 14:53  توسط ژنرال  | 

 

یک نوشتار جدی

یک پیروزی برای پانترکیسم

سلام دوستان.


متاسفانه باید بگم که پانترکیسم بخشی از نبرد رو برد و موفق شد که ادبیاتش رو گسترش بده.اگر نظرات پست های اول رو ببینید متوجه می شید که نظرات پانترک ها آکنده از توهین و ناسزا و بد دهنی و خلاصه نمود فرهنگ پانترکی بود ولی چنین چیزی در پیام مخالفانشون دیده نمی شد.
اما متاسفانه حالا افراد میهن دوست ضد پانترک هم تحت تاثیر اون ها قرار گرفتند و در جواب اون ها از همون ادبیات ناشایست پانترکی پیروی می کنند و این یعنی پیروزی ضد فرهنگ پانترکی.اگر پانترک ها بد دهنی می کنند/فحاشی میکنند/ناسزا میدهند/بی حیایی می کنند و توهین می کنند طبیعیه؟از پانترکی که قهرمانش چنگیز و تیمور و هلاکو و
آتیلا و...هست انتظاری بیش از این نمیره اما کسی که دایعه دوستی  ایران  و فرهنگ ایرانی رو داره قهرمانش کورش بزرگه و سایه بزرگانی مثل حافظ و مولانا و فردوسی و سعدی و نظامی و خیام و عطارو رودکی و ابن سینا و فارابی و ذکریای رازی و هزاران ابر مرد دیگه رو بر سر داره و از این فرد انتظار نمیره که جواب فحاشی پانترک بی ریشه رو مثل خودش و با اون ادبیات بده.

پانترک ها همونطوری که بصورت خزنده دست به مصادره مخار فرهنگی دیگران می زنند ضد فرهنگ پانترکی خودشون رو هم آرام آرام و بصورت خزنده جایگزین فرهنگ دیگران می کنند.
ادبیات سراسر بی حیایی و فحاشی پانترک ها در حال تصرف فضای وبلاگ هاست لطفا در برابر گسترش این ادبیات بایستید و جواب پانترک بی سواد رو نه مثل خودش بلکه جوری که از یک ایرانی با ریشه و با فرهنگ انتظار میره بدید.
بقول نظامی شاعر بزرگ ایران زمین که اشاره به فرهنگ و منش ترکان مهاجم و مغولان(و نه مردم آذربایجان که نظامی جز آنها بوده)داره:
ترکی صفت وفای ما نیست                  ترکانه سخن سزای ما نیست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 17:13  توسط ژنرال  | 

چرا یک پانگرگیست شدم

من یک پانگرگ نبودم و یک پانگرگ شدم.من نبودم و شدم.

در واقع داستان از اینجا شروع شد:

یک روز عصر که همه ما توی خانه نشسته بودیم و داشتیم چای می خوردیم پدرم نگاه عمیقی به من کرد،سری تکان داد و با تمام تامل و تعمیق و تفکری که داشت از ته دیل به من گفت:تو هیچی نیستی...

این جمله مثل پتکی محکم بر مغز من کوبیده شد و این آغاز تحول شد خودشم بیر بتر تحول،من سرگشته و پریشان از خانه بیرون زدم تا یه چیزی بشم چون هیچی نبودن اصلا حس خوبی به آدم نمیده.از مکاتب فلسفی ادبی و روانشناسی شروع کردم خیلی دوست داشتم که یک ایست باشم،خیلی حال میداد بنظرم مثل مائوئیست،فرویدیست،یونگیست،فمنیست و غیره.اما بعد از نیم ساعت تفکر به این نتیجه رسیدم که اینا خیلی سختن و کلا بی خیال شدم که یک چیزی که می خوام باشم فلسفی یا ادبی باشه پس افتادم دنبال چیزای دیگه ای که می شد بود ترجیحا حاوی ایسم.در این مسیر یکی از بزرگان چیزای خوشگلی برای بودن به من معرفی کرد سادیست ومازوخیست بودن که من خیلی با تریپشون حال کردم مخصوصا دومی که آدم رو یاد ورزشکاران آلمان شرقی پیش از فروپاشی دیوار برلین میندازه.اما بعدا فهمیدم که اینا باید تو ذات آدم باشه و حتما تو ذات من نبوده که پدرم اونجوری به من گفت تو هیچی نیستی.اگه بود احتمالا سرش رو بالا می گرفت و با افتخار می گفت پسرم تو یه سادیستی.

خلاصه در طول این جستجو به ناسیونالیسم رسیدم،شاخه های مختلفی داشت.از این یکی هم خوشم اومد اما متوجه مطلبی شدم اونم این بود که شما باید برای اینکه یک ناسیونالیست خوب باشید اطلاعات و سواد تاریخیه بالایی داشته باشید.کار سخت شده بود این چیزی بود که من نه داشتم و نه می تونستم داشته باشم پس دور این یکی رو هم خط کشیدم.وقتی که نا امید از یه چیزی شدن داشتم سر افکنده یه خونه بر می گشتم متوجه شدم یه عده آدم یه جا جمع شدن یکی رفته بود بالا و داشت پشت سر هم فحش و بد و بیراه می گفت.اونایی هم که پایین بودن وسطش زوزه می کشیدن البته زوزه ها سه نوع بودن:غمگین ، خوشحال و خشمگین.از بغل دستیم پرسیدم شما دارین چکار می کنید؟گفت داریم هویت طلبی می کنیم،خیلی خوشم اومد هویت طلبی خیلی با حال بود زوزه فحش دعوا و شیشه شکستن کارایی بودن که از بچگی بهشون علاقه داشتم و همه توی این هویت طلبی جمع بودن.از همون آقا پرسیدم شما یه چیزی هستین یا هیچی نیستین؟گفت ما یه چیزی هستیم.گفتم اون چیزی که هستین چیه؟گفت پانگرگیسم از شاخه های ناسیونالیسمه.اسم ناسیونالیسم که اومد اعصابم خورد شد یاد سواد و اطلاعات افتادم و فهمیدم که این یکی رو هم نمیتونم باشم.آقاهه پرسید دوست داری پانگرگیست باشی.گفتم آره ولی سواد تاریخی ندارم.گفت چی نداری؟گفتم سواد؟گفت چیییی؟ولش کن زوزه بلدی؟گفتم آره.گفت چند تا فحش در دقیقه می تونی بدی؟گفتم ای سی تایی میشه.گفت بد نیست باید تمرین کنی ، می تونی باشی.خودش بود توی خال زده بودم.

اینجوری بود که من یه چیزی شدم.در واقع در زمانی که احساس می کردم دیگه هیچی نمیتونم بشم تونستم یه چیزی بشم:پانگرگیست.

 

ادامه دارد... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 15:2  توسط ژنرال  | 

قسمت دوم مصاحبه ژنرال با دوووهتوور چهره قانلی

(چهره گانی)

 

ژنرال:سلام آقای دووهتوور خیلی خوشحال و مسرورم که موفق شدم که ادامه مصاحبه رو با شما ترتیب بدم و خاطرم بسیاراز همنشینی دوباره با شما منبسط  شده.شعف و شوری که از این موفقیت بر من موستولی شده وصف ناپذیر دۥکی.

 

دووهتوور:سلام.هه؟؟؟؟

 

ژنرال:هه چیه؟؟

 

دووهتوور:اینایی که بعد از سلام گفتی چی بود؟؟

 

ژنرال:آها ببخشید دووهتوور اینا  که گفتم یعنی با دیدنت خیلی حال کردم.

 

دووهتوور:آها خوب مث آدم همون اول می گفتی.

 

ژنرال:باشه.خوب دووهتوور سوال اولم در مورد خبری بود که چند سال پیش منتشر شده بود مبنی بر اینکه پلیس ترکیه شما رو در یه جای بدی دستگیر کرده.داستان چی بود؟

 

دووهتوور:جای بد؟یعنی ایران؟

 

ژنرال:نه دووهتوور جای بد.

 

دووهتوور:تخت جمشید؟

 

ژنرال:نه نه از اون جاهای بد که توش کارای بد می کنن.

 

دووهتوور:دستشوئیه تخت جمشید؟؟

 

ژنرال:دووهتوور تخت جمشید که توی ترکیه نیست که پلیس ترکیه شما رو اونجا بگیره.

 

دووهتوور:واللا منم تعجب کردم چرا منو پلیس ترکیه تو تخت جمشید گرفته.

 

ژنرال:دووهتوور تخت جمشیدو کلا فراموش کن اصلا بی خیال تخت جمشید چشاتو ببند فرض کن تخت جمشیدی نیست کلا.از اون جاهای بد می گم که تو ترکیه هست.

 

دووهتوور:درست صحبت کنااااا تو ترکیه همه جا خوبه.

 

ژنرال:باشه دکتر بی خیال.سوال بعدیم اینه که دلایل اینکه اخیرا حزب شما ضعیف عمل می کنه و فعالیت هاتون کم شده چیه؟

 

دووهتور:تبلیغاتمون کمه باید زیادش کنیم.

 

ژنرال:خوب زیادش کنید

 

دووهتوور:رفتم با تورک ست به توافق رسیدم که اونجا یه برنامه برام بذارن منم تبلیغ کنم آخه می گن تبلیغ توش جواب می ده.

 

ژنرال:ولی دووهتوور اونجا برای تبلیغات شما اصلا مناسب نیست شما باید جای مناسب تری برنامه بذارید.

 

دووهتوور:می دونم اونجا برای ما کوچیکه اما چاره ای نیست قبلش با pink tv

صحبت کردم که اونا به سبیلم گیر دادن گفتن باید سبیلتو بزنی تا بتونی تو این کانال برنامه بذاری که منم رضایت ندادم.مرد و سبیلش من غیرت دارم.

 

ژنرال:ای بابا دووهتوور دنبال کانالای بهتری باشید.

 

دووهتوور:اتفاقا می خوام با مسئولان انیماکس توافق کنم اونجا کانال خوبیه من خودم برنامه هاشو دیدم زیاد در مورد گرگ و شغال و کلا ایت و گورد برنامه می ذاره خط فکریش به من نزدیکه.

 

ژنرال:دووهتوور برنامه مبارزاتی خاصی یا فعالیت مهمی در آینده نزدیک ندارید؟

 

دووهتوور:چرا بابا یه برنامه داریم که خیلی خوبه قراره بچه های بوزگورد ما وایسن دم در المپیک آتن بعد مشعلو که دارن می برن به فوتزوزه خاموشش کنن مث بمب می ترکه.

 

ژنرال:ولی دووهتوور المپیک تو پکن برگذار می شه نه آتن.

 

دووهتوور:تو چه میفهمی ؟المپیک مال یونانه آتنه همیشه هم بوده.نشنیدی می گن المپیاکوس؟؟

 

ژنرال:باشه دووهتوور هر چی شما می گی.خیلی حال کردم با دیدنت.حرف خاص ندارید؟

 

دووهتوور:نه خدافظ.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 15:48  توسط ژنرال  | 

روش های برخورد ما در برابر حرکت گوگل

 

سلام دوستان نوشته این سری اصلا هیچ ربطی به پانگرگیسم نداره چون کارای مهم تری داریم بعدا دوباره می ریم سروقت این جریان خیلی جدی و کلی با هم می خندیم اما فعلا مسئله ای که اینجا مطرح هست اینه که ما باید چه موضعی در قبال اقدام اخیر گوگل یا اقدامات مشابهش در مورد اسم خلیج فارس داشته باشیم یا اینکه اصولا داستان چیه؟در ضمن من روی هیچکدوم از این مواضع اصراری ندارم خودتون می دونید.

یکی از مواضعی که ما می تونیم اتخاذ کنیم اینه که در یک برخورد فوق خطری و محکم و کوبنده مثل سخنگوی وزارت امور خارجه بریم پشت تریبون و این اقدام رو قویا محکوم کنیم - که البته اینسری حتا همین کار رو هم نکردند ایشون - دومین اقدامی که می تونیم بکنیم اینه که در یک اقدام کوبنده دیگه برای اینکه لجشون در بیاد و بگیم ما اصلا عین خیالمون هم نیست بریم در اجلاسی که اسمش اجلاس سران خلیج یا خلیج عرب یا عرب خلیجی یا همچین چیزی باشه شرکت کنیم و زیر نوشته ی خلیج یا خلیج عربی بشینیم و لبخند ملیح بزنیم که این کار خیلیم حال می ده مثل این می مونه که با دوچرخه بری وسط زمین فوتبال کسایی که توپتو گرفتنو بازیت ندادن دور بزنی.

راه سوم اینه که ما بشینیم سانت کنیم و تعیین کنیم کسانی که در نقشه فلان مقیاس فلان سانت و بیشتر از خلیج فارس فاصله دارند بازی نیستند و این داستان بهشون ربطی نداره بعد اگه فاصله ما کمتر از اون حد بود ناراحت بشیم و اعصاب خوردی راه بندازیم ولی اگه بیشتر بود آرامش خودمونو حفظ کنیم و بشینیم ماکارونی با سس مایونز زیاد بخوریم.

راه چهارم که یکی از راه های بسیار موثر و منطقی هست هم اینه که ما بگیم چرا اسم آخماقایا رو تغییر دادین؟حالا که اینطور شد ما هم از این جریان حمایت می کنیم تا شما باشین دیگه اسم آخماقایا رو تغییر ندید.آخه شما که اسم آخماقایا رو تغییر میدید بایدم انتظار داشته باشید یکی بیاد اسم خلیج فارس رو عوض کنه.چه فرقی می کنه؟

حالا بقیش به نظر خودتون مربوطه.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:27  توسط ژنرال  | 

سلام

خواشمندانه فعلا در حمایت از نام خلیج فارس امضا کنید.

بعدا مفصل صحبت می کنیم.

لینک سایتی که بای امضا بشه رو تو بخش پیوندها گذاشتم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 1:50  توسط ژنرال  | 

مطالب قدیمی‌تر